plomb

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\plɔ̃\/

اسم

  1. سرب
  2. فلز ساده نرم و سفید مایل به آبی.
  3. گلوله یا دانه‌های سرب برای شکار.
  4. ترکیب همان ماده.
  5. مهر سربی گمرک برای بستن بسته‌ها.
  6. قطعه سرب آویخته برای شاقول.
  7. فیوز الکتریکی از سرب.
  8. لگن‌های سربی فاضلاب طبقات.
  9. گاز هیدروژن سولفوره چاه‌ها.
  10. مسمومیت ناشی از گاز چاه‌ها.
  11. وزنه سربی برای تور ماهیگیری.
  12. وزنه سربی برای غواص.
  13. نماد سنگینی و تیرگی.
  14. بیماری قارچی درختان میوه.

مثال‌ها