plot

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\plo\/

اسم

  1. مخروط توخالی برای نشانه‌گذاری
  2. سکوی پرش شناگران
  3. صفحهٔ فلزی تماس الکتریکی
  4. صفحهٔ رسانای برق تراموا
  5. کندهٔ چوب
  6. کندهٔ اعدام
  7. قطعهٔ برنجی ساعت‌سازی
  8. کندهٔ چوب برای شکستن هیزم
  9. چهارپایهٔ سه یا چهارپایه
  10. الوار بازسازی‌شده

مثال‌ها