pionnier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\pjɔ.nje\/

اسم

  1. سرباز یگان مهندسی رزمی
  2. مهاجر پیشگام (در استعمار و آبادسازی سرزمین‌های جدید)
  3. پیشگام، طلایه‌دار، نوآور
  4. پیشاهنگ ارشد (رده‌ای در سازمان پیشاهنگی)
  5. عضو سازمان جوانان کمونیست (پیونیر)

صفت

  1. مسکونی‌کننده، استعمارکننده
  2. پیشگامانه، آوانگارد

مثال‌ها