pionner
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\pjɔ.ne\/
Conjugaison du verbe pionner
فعل
مجبور شدن به تعویض مهرهها در شطرنج
دادن پیاده و گرفتن فوری پیاده حریف
Mots liés
pionnier
pionnier
pions
pions
piot
piot
pious
pipa
pipe
pipé
pipeau
pipée
pipeline
pipeline immergé
pipelinier
piper
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی