ombre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɔ̃bʁ\/

اسم

  1. سایه؛ تاریکی نسبی که جسم کدر با گرفتن نور پدید می‌آورد
  2. نبود روشنایی؛ تاریکی؛ شب
  3. سایه‌نما؛ طرحی که نور از جسم بر سطحی می‌اندازد
  4. آنچه چیزی را می‌پوشاند یا ناشناخته نگه می‌دارد؛ امر پنهان و مرموز
  5. آدم گمنام و بی‌نام‌ونشان
  6. همراه وفادار و جدایی‌ناپذیر
  7. (در تعبیر l’ombre de) کوچک‌ترین نشانه، ذره‌ای از چیزی که حتی سایه‌اش هم دیده نمی‌شود
  8. کسی که همراهِ مهمانِ دعوت‌شده می‌آید؛ مهمانِ ناخوانده
  9. هیکل مبهم انسانی، سایه‌ای در تاریکی
  10. نمودِ بسیار اندک، شائبه
  11. ظاهر فریبنده، سراب، خیال
  12. روح پس از جدایی از تن؛ شبح، خیالِ درگذشتگان
  13. کسی یا چیزی که شکوه و توان پیشین خود را از دست داده؛ سایه‌ای از آنچه بوده
  14. (نقاشی) رنگ تیره‌ای که برای سایه‌زدن و برجسته کردن بخش‌های روشن به کار می‌رود
  15. (روان‌شناسی یونگ) سایه: بخش‌هایی از خود که به دلایل اخلاقی یا اجتماعی در ناخودآگاه نگه داشته یا پس زده می‌شوند
  16. آنچه غم و نگرانی می‌آورد؛ دلگیری، افسردگی
  17. نشانهٔ غم یا نگرانی بر چهره
  18. (نشان‌شناسی) نقشِ سایه‌وار: تصویر یک نگاره که تنها با سایه‌روشن و بدون رنگِ خاص خود کشیده می‌شود

مثال‌ها