omnibus

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\ɔm.ni.bys\/

اسم

  1. کالسکه اسبی عمومی درون‌شهری یا از ایستگاه
  2. اتوبوس
  3. نظرسنجی چندمشتری

صفت

  1. هر وسیله نقلیه عمومی مسافربری
  2. قطاری که در همه ایستگاه‌ها توقف می‌کند
  3. لایحه‌ای شامل چند موضوع نامرتبط
  4. لایحه یا دستوری شامل چند موضوع نامرتبط
  5. چیزی همه‌منظوره

مثال‌ها