vanner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\va.ne\/

Conjugaison du verbe vanner

فعل

  1. دانه‌ها را با الک یا پرتاب در هوا تمیز کردن.
  2. خسته کردن، از پا درآوردن.
  3. سس در حال سرد شدن را هم زدن تا پوست نبندد.
  4. کسی را مسخره کردن.
  5. یکدیگر را مسخره کردن.
  6. فرار کردن (در مورد انسان یا حیوان).

مثال‌ها