manier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ma.nje\/

Conjugaison du verbe manier

فعل

  1. در دست گرفتن، لمس کردن، دست زدن برای استفاده، ارزیابی یا جابجایی
  2. به کارگیری مواد مناسب برای یک کار
  3. استفاده کردن از
  4. چرخاندن یا اداره کردن کسی، ذهن یا شخصیت او به میل خود
  5. در اختیار داشتن؛ اداره کردن؛ مدیریت کردن
  6. ورز دادن کره برای مخلوط کردن آن با آرد
  7. تعمیر یک سقف با تمیز کردن یا تعویض کاشی‌های (سفال‌های) آن

مثال‌ها