exception

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɛk.sɛp.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل استثنا کردن.
  2. چیزی که استثنا شده است.
  3. وسیله دفاع، به‌ویژه برای اثبات غیرقابل قبول بودن درخواست.
  4. قطع اجرای عادی برنامه به دلیل خطایی که امکان وقوع آن پیش‌بینی شده بود.

مثال‌ها