entraîner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.tʁe.ne\/

Conjugaison du verbe entraîner

فعل

  1. کشیدن همراه خود یا پشت سر
  2. بردن یا هدایت با نوعی خشونت
  3. وادار کردن کسی به کاری با زور و برخلاف میلش
  4. داشتن به عنوان اثر یا نتیجه ضروری و اجتناب‌ناپذیر
  5. آماده کردن اسب برای مسابقه با تمرین یا آماده کردن شخص برای ورزش جسمی یا ذهنی
  6. تربیت کردن هر نوع حیوان

مثال‌ها