entortillement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɑ̃.tɔʁ.tij.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل پیچاندن دور چیزی یا حالت پیچیده بودن

مثال‌ها