entortiller

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.tɔʁ.ti.je\/

Conjugaison du verbe entortiller

فعل

  1. پیچاندن چیزی دور شیء یا پیچاندن شیء در چیزی
  2. فریب دادن کسی با حیله و جذابیت
  3. بیان کردن چیزی به صورت پیچیده و مبهم
  4. پیچیدن دور چیزهای دیگر (درباره اشیا)

مثال‌ها