désarçonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.zaʁ.sɔ.ne\/

Conjugaison du verbe désarçonner

فعل

  1. انداختن از زین
  2. مبهوت کردن در بحث

مثال‌ها