désassembler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.za.sɑ̃.ble\/

Conjugaison du verbe désassembler

فعل

  1. جدا کردن قطعاتی که به هم متصل شده‌اند.
  2. بازسازی برنامه از کد ماشین.

مثال‌ها