désargenter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.zaʁ.ʒɑ̃.te\/

Conjugaison du verbe désargenter

فعل

  1. برداشتن لایه نقره از روی شیء
  2. جدا کردن طلا از نقره در آلیاژ
  3. بی‌پول کردن

مثال‌ها