désassortir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.za.sɔʁ.tiʁ\/

Conjugaison du verbe désassortir

فعل

  1. برداشتن یا جابه‌جا کردن یکی از اجزای هماهنگ.

مثال‌ها