délicat

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\de.li.ka\/

صفت

  1. ظریف، نازک، باریک؛ بسیار لطیف و ظریف.
  2. ظریف‌کاری‌شده؛ که با مهارت و سبک‌دستی، با دقت و توجه بسیار ساخته یا پرداخته شده است.
  3. ماهر، چیره‌دست؛ که مهارت و سبک‌دستی نشان می‌دهد.
  4. ظریف، لطیف (اندیشه یا بیان)؛ دارای ظرافت، لطف و حساسیت.
  5. سنجیده، ظریف؛ آنچه از روی ملاحظه، ادب، فروتنی یا غرور، زیرکانه و غیرمستقیم گفته یا انجام شده است.
  6. ظریف، دقیق، باریک‌بینانه.
  7. ضعیف، حساس؛ که به‌آسانی آسیب می‌بیند یا خراب می‌شود.
  8. لذیذ، خوش‌طعم؛ خوشایند ذائقه، به‌ویژه دربارهٔ خوراک‌های برگزیده و اعلا.
  9. نحیف، شکننده، آسیب‌پذیر.
  10. حساس، دشوار، خطرناک؛ (موقعیت یا کار) که ظرافت و احتیاط می‌طلبد.
  11. باذوق، نکته‌سنج؛ که در امور حسی یا ذهنی داوری ظریفی دارد.
  12. مشکل‌پسند، سخت‌پسند؛ که به‌دشواری راضی می‌شود.
  13. نازک‌نارنجی، زودرنج؛ که به‌آسانی می‌رنجد یا برمی‌آشوبد.
  14. باوجدان، دقیق؛ که در درستکاری، اخلاق یا آداب سخت‌گیر و دقیق است.
  15. شرافتمندانه، درست؛ سازگار با درستکاری، اخلاق و آداب.
  16. (اسب‌دوانی) دربارهٔ اسب یورتمه‌رو که مراقبت ویژه می‌طلبد، چون خلق‌وخویش ممکن است او را به خطا در گام‌برداری، به‌ویژه رفتن به چهارنعل، بکشاند.

اسم

  1. آدم مشکل‌پسند، نازک‌نارنجی؛ کسی که به‌دشواری راضی می‌شود.

مثال‌ها