caresser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ka.ʁe.se\/

Conjugaison du verbe caresser

فعل

  1. نواختن
  2. نوازش کردن، لمس ملایم کردن.
  3. چاپلوسی کردن؛ نوازش کردن.
  4. در کاری یا فکری لذت بردن.
  5. به کاری یا اثری پایان زیبا دادن.
  6. خودارضایی کردن.

مثال‌ها