با بیباکی و تحقیر به چالش کشیدن؛ در مقابل چیزی ایستادن.
نادیده گرفتن؛ اعتنا نکردن به.
روبرو شدن؛ بدون ترس خود را در معرض چیزی قرار دادن.
مثالها
L'administration romaine était extrêmement dure pour tout homme qui lui semblait susceptible de troubler la tranquillité publique et surtout pour tout accusé qui bravait sa majesté. — اداره روم برای هر مردی که به نظرش قادر به برهم زدن آرامش عمومی میرسید و بهویژه برای هر متهمی که به عظمتش بیاحترامی میکرد، بسیار سختگیر بود.
Braver la menace, la colère, le ressentiment de quelqu’un. — تهدید، خشم، کینه کسی را به چالش کشیدن.
Braver les convenances. — Braver l’opinion . — عرفها را به چالش کشیدن. — نظر عمومی را به چالش کشیدن.
Une peur qui vous a donné le courage de tout braver. Vous, vous n’avez pas hésité un instant ! — ترسی که به شما شجاعت داد تا همه چیز را به چالش بکشید. شما حتی یک لحظه تردید نکردید!
Il affrontait tous les temps, bravait toutes les mers et prétendait que la mer et lui se connaissaient trop, depuis longtemps, « pour se faire des méchancetés ». — او با همه آبوهواها روبرو میشد، همه دریاها را به چالش میکشید و ادعا میکرد که دریا و او خیلی خوب هم را میشناسند، از مدتها پیش، «تا اینکه به هم بدی کنند».
Pandémie oblige, le nombre de clients reste limité cette année, constate le propriétaire d’une boutique en activité depuis une dizaine d’années. (...).
Bravant le risque, Minh Tâm, un habitant du 3e arrondissement, est là, lui, pour la deuxième année consécutive. — به خاطر همهگیری، تعداد مشتریان امسال محدود است، صاحب فروشگاهی که حدود ده سال فعال است، میگوید. (...). با به چالش کشیدن خطر، مین تام، ساکن ناحیه سوم، برای دومین سال متوالی آنجا است.