brayer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\bʁɛ.je\/

Conjugaison du verbe brayer

فعل

  1. اندودن با قیر

اسم

  1. بانداژ مهارکننده فتق
  2. کمربند چرمی جیب‌دار برای حمل پرچم
  3. تسمه نگهدارنده زبانه زنگ
  4. قطعه آهنی نگهدارنده چوب ترازو
  5. پایین شکم؛ ناحیه پایینی و پشتی بدن پرندگان شکاری
  6. طناب مخصوص آویختن سنگ و سطل به کابل

مثال‌ها