barrer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ba.ʁe\/

Conjugaison du verbe barrer

فعل

  1. کلون کردن؛ با میله یا کلون بستن.
  2. قفل کردن، با کلید بستن.
  3. بستن، سد کردن (راه یا گذرگاه).
  4. (مجازی) سد راه کسی شدن؛ مانع برنامه‌ها یا کارهای کسی شدن.
  5. میله‌دار کردن؛ با میله مجهز یا محکم کردن.
  6. خط زدن؛ روی نوشته‌ای یک یا چند خط کشیدن تا باطل شود.
  7. (مجازی) کنار گذاشتن، حذف کردن.
  8. (قدیمی) بستن رگ یا اندامی برای جلوگیری از گسترش بیماری.
  9. (قدیمی) بند آوردن درد، درمان کردن بیماری.
  10. (دریانوردی) سکان‌داری کردن؛ کشتی را با سکان هدایت کردن.

مثال‌ها