bary-
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
سایر · /\ba.ʁi\/
سایر
دلالت بر گرانش یا فشار جو
دلالت بر دشواری یا مانع
Mots liés
barycentre
baro-
baryon
baryte
baryte
baryton
baryton
baryum
bas
bas
bas
bas
bas de laine
bas saxon
bas-bleu
bas-bleu
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی