accolade

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\a.kɔ.lad\/

اسم

  1. بغل کردن و بوسیدن با دست دور گردن
  2. مراسم اعطای لقب شوالیه با ضربه شمشیر و بوسه
  3. نماد typographique آکولاد برای گروه‌بندی
  4. عنصر تزئینی معماری

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ accolader
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ accolader
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ accolader
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ accolader
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ accolader

مثال‌ها