accommodation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\a.kɔ.mɔ.da.sjɔ̃\/

اسم

  1. تطابق
  2. عمل جا دادن مناسب شخص
  3. مکانیسم قرارگیری طبیعی جنین برای زایمان
  4. سازگار کردن یک مکان
  5. آرایش غذاها با هم
  6. گروه موسیقی
  7. بارگذاری چرخه‌ای که منحنی هیسترزیس ایجاد می‌کند
  8. وام بدون بهره
  9. تطبیق آیات کتاب مقدس با اندیشه شخصی
  10. سازگار کردن آموزه با عقاید مخاطب
  11. تنظیم خودکار عدسی چشم برای فاصله و نور
  12. سازگاری ارگانیسم با محیط
  13. سازگاری روانی ناخودآگاه با محیط
  14. تغییر حرف برای روان‌تر شدن تلفظ
  15. تطبیق زبان با مخاطب
  16. هماهنگ شدن با ارتعاشات محیط

مثال‌ها