disruption

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\dis.ʁyp.sjɔ̃\/

اسم

  1. شکستن، گسست
  2. قطع ناگهانی جریان پلاسما در توکامک
  3. نوآوری با دگرگونی الگوهای رایج بازار
  4. شتاب جامعه که باعث گم‌گشتگی فرد می‌شود

مثال‌ها