motif

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\mɔ.tif\/

اسم

  1. آنچه انسان را به عمل وامی‌دارد، هر عنصر آگاهانه‌ای که در تعیین یک عمل ارادی دخیل است (انگیزه / محرک).
  2. آنچه چیزی را توجیه می‌کند، دلیل یک عمل (دلیل / علت).
  3. موضوع؛ نیت کلی (مضمون / درونمایه).
  4. زنجیره‌ای از صداها، آکوردها یا ارزش‌های ریتمیک که در طول یک قطعه تکرار می‌شود (موتیف موسیقی).
  5. عنصر گرافیکی که روی پارچه یا کاغذ تکرار می‌شود (طرح / نقش‌مایه).
  6. مجازات، همراه با ذکر دلیل آن (حکم تنبیهی با ذکر علت).
  7. رشته‌ای از نویسه‌ها که به عنوان عبارت باقاعده استفاده می‌شود (الگو در برنامه‌نویسی).

مثال‌ها