motter
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\mɔ.te\/
Conjugaison du verbe motter
فعل
به صورت کلوخ درآمدن، در مورد مواد پودری.
پشت کلوخهای خاک پنهان شدن، در مورد کبکها.
Mots liés
émotter
emmotter
motu
motu proprio
motus
motus
mou
mou
mouais
mouchard
moucharder
mouche
moucher
moucherolle
moucheron
moucheron
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی