réaction

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁe.ak.sjɔ̃\/

اسم

  1. واکنش
  2. عکسالعمل
  3. عمل ارگانیسم در پاسخ به هر تحریکی.
  4. احساس ناشی از سرزنش، تهدید یا خبری.
  5. جنبش نظری مخالف حرکت پیشین.
  6. اقدام حزب سیاسی برای بازگرداندن وضعیت پیشین.
  7. خود آن حزب.
  8. حرکات اسب و تکان‌های وارده به سوارکار.

مثال‌ها