interrompre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛ̃.te.ʁɔ̃pʁ\/

Conjugaison du verbe interrompre

فعل

  1. بریدن یا قطع کردن تداوم چیزی (قطع کردن / متوقف کردن).
  2. نگه داشتن، جلوگیری کردن یا به تعویق انداختن ادامه چیزی (وقفه انداختن).
  3. حرف کسی را قطع کردن (پریدن وسط حرف کسی).
  4. جلوگیری از ادامه یافتن.

مثال‌ها