intervenante
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ɛ̃.tɛʁ.və.nɑ̃t\/
اسم
کسی که در دادگاه دخالت میکند
شخص یا سازمانی با منافع مشروع در امری
کسی که برای سخنرانی یا تدریس دعوت میشود
Mots liés
intervenir
intervention
interversion
intervertébral
intervertir
intervertissement
interview
interviewer
interviewer
intervocalique
intestat
intestat
intestin
intestin
intestin grêle
intestinal
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی