اگر نگوییم؛ برای آوردنِ گزینهای قویتر که شاید درست نباشد
وگرنه، در غیرِ این صورت
مثالها
Des communications fréquentes, sinon continues, existaient à l’Éocène entre les contrées du Sud de l’Europe et le continent africain. — در دورهٔ ائوسن میانِ سرزمینهای جنوبِ اروپا و قارهٔ آفریقا ارتباطهایی مکرر، اگر نگوییم پیوسته، برقرار بود.
J'ai juré à ma mère, brisée par vous, de vous tuer. Sinon de ma propre main, du moins par celle de l'homme que j'aime ! — به مادرم که شما در هم شکستیدش سوگند خوردهام که بکشمتان. اگر نه به دستِ خودم، دستِکم به دستِ مردی که دوستش دارم!
Les lettres demeurèrent donc dans la famille, destinées à être sinon détruites, du moins à tout jamais impubliées. — پس نامهها در خانواده ماند، با این قرار که اگر نابود نشوند، دستِکم تا ابد منتشرنشده بمانند.
Faire mine de rien, surtout faire mine de rien, il ne devait pas savoir que je savais, sinon j’étais grillé. — به روی خودم نیاورم، مهمتر از همه به روی خودم نیاورم؛ نباید میفهمید که من میدانم، وگرنه کارم تمام بود.
Si vous êtes sage, je vous récompenserai; sinon, non. — اگر سربهراه باشید پاداشتان میدهم؛ وگرنه نه.