test

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\tɛst\/

اسم

  1. پوستهٔ سختِ بیرونی، آهکی یا کیتینی، در برخی بی‌مهرگان.
  2. جمجمه

فعل

  1. آزمودن؛ به آزمایش گذاشتن.

مثال‌ها