intimement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · /\ɛ̃.tim.mɑ̃\/

قید

  1. به طور عمیق، در عمق و باطن کار
  2. در اعماق روح و روان
  3. صمیمانه، با محبت و نزدیکی بسیار

مثال‌ها