bombe

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\bɔ̃b\/

اسم

  1. گلولهٔ خمپاره؛ بمب
  2. وسیله‌ای پر از مواد منفجره که با ضربه یا فعال‌سازی خودکار منفجر می‌شود
  3. رسوایی؛ حادثه
  4. نوعی بطریِ شیشه‌ایِ گرد و بزرگ؛ قرابه
  5. طبلی بزرگ که قطرش گاه از ۱٫۵ متر می‌گذرد؛ طبلِ بم
  6. ظرف تحت فشار برای رنگ‌آمیزی ایربراش یا اسپری آئروسل
  7. نوعی آتش‌بازی
  8. بخشِ گردِ کلاه که روی سر را می‌پوشاند؛ تاجِ کلاه
  9. کلاه ایمنی سوارکاران
  10. فرد بسیار زیبا، معمولاً زن
  11. توپ‌های بزرگ پارچه‌ای سیاه برای علامت‌دهی دوربرد
  12. بستنی به شکل بمب
  13. جشن، عیاشی، بزم شراب
  14. شیرجه آب‌پاش
  15. کامیابیِ بزرگ و ناگهانی در ادبیات یا موسیقی
  16. نماد هرالدیک کره با شعله‌های انفجار، اغلب با نارنجک اشتباه گرفته می‌شود
  17. ظرف بسته برای جوشاندن آب
  18. طوفان برون‌حاره‌ای با توسعه بسیار سریع

مثال‌ها