bomber

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\bɔ̃.bœʁ\/

Conjugaison du verbe bomber

فعل

  1. محدب کردن، مانند کمان گرد کردن.
  2. محدب شدن.
  3. بیهوده امیدوار بودن؛ دست از پا درازتر ماندن.
  4. با اسپری رنگ گرافیتی زدن، تگ زدن.
  5. خاک‌ریزی در یک باغچه برای محدب کردن آن.

اسم

  1. کاپشن نظامی.

مثال‌ها