goût

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɡu\/

اسم

  1. چشایی؛ حسی که مزه‌ها را بازمی‌شناسد
  2. مزه، طعم
  3. بو
  4. اشتها؛ لذتِ خوردن و نوشیدن
  5. ذوق؛ توانِ دریافتِ زیبایی و نقصِ آثارِ ادبی و هنری
  6. خوشایند؛ حسِ مطلوبی که آدم به چیزی دارد
  7. جذابیت و لذتی که نسبت به برخی چیزها وجود دارد
  8. میل به برخی افراد
  9. سبک و سیاقِ ساختِ چیزی؛ ویژگیِ خاصِ یک اثر
  10. سبک خاص یک هنرمند، مکتب یا قرن
  11. خوش‌سلیقگی؛ لطف، ظرافت، زیبایی
  12. (مجازی) خاصیت، ویژگی
  13. بهترین و ظریف‌ترین نحوه تفسیر اثر موسیقی، به‌ویژه در بخش‌های بداهه‌نوازی

مثال‌ها