offshore

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · /\ɔf.ʃɔʁ\/

صفت

  1. فراساحلی، دور از ساحل، در دریای آزاد (آفشور)
  2. مربوط به انجام فعالیت‌ها (به‌ویژه بانکی) در کشورهایی که قوانین آن‌ها تسهیلاتی ارائه می‌دهند؛ برون‌مرزی
  3. سازمانی که امکان ارائه خدمات از کشور دیگری را فراهم می‌کند؛ برون‌سپاری شده به خارج

مثال‌ها