offuscation
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ɔ.fys.ka.sjɔ̃\/
اسم
عمل مبهم کردن یا پوشاندن
تیره کردن نور خورشید یا ستاره
مبهم کردن اطلاعات با غرق کردن در دادههای نامرتبط
مثالها
C’est un monstre, déclara le notaire qui allait d’offuscation en offuscation.
Mots liés
offusquer
ogival
ogive
ogive
ogiver
ognasse
ognon
ogre
ogresse
oh
ohé
Ohio
ohm
ohms
oïdium
oie
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی