پنهان کردن؛ کسی یا چیزی را جایی گذاشتن که دیده نشود
پوشاندنِ چیزی و جلوگیری از دیده شدنش
در امان نگه داشتن؛ جایی امن پنهان کردن
نهفتن؛ پنهان داشتن؛ لاپوشانی کردن
در حافظهٔ نهان نگه داشتن (در رایانه)
صفت
گونهای از نوشتنِ casher؛ کوشر، خوراکِ سازگار با شریعت یهود
مثالها
Cacher un trésor. — گنجی را پنهان کردن.
Il se cache pour ne pas être arrêté. — قایم میشود تا دستگیر نشود.
Cacher des papiers, des pierreries, de l’argent, etc. — کاغذها، جواهرها، پول و مانند آن را پنهان کردن.
Rien de gracieux comme ses mouvements d’épaules, lorsqu’elle attire le menton pour se cacher entièrement la figure, qui, par instants, se montre à la dérobée. — هیچ چیز به دلربایی حرکتِ شانههایش نیست، آنگاه که چانهاش را پایین میکشد تا صورتش را یکسره بپوشاند، صورتی که هر دم دزدکی پیدا میشود.
Elle a remis une robe ; elle me cache tous les beaux secrets qu’elle cache à tous ; elle est rentrée dans le deuil de sa pudeur. — دوباره لباس پوشید؛ همهٔ رازهای زیبایی را که از همه پنهان میکند، از من هم پنهان میکند؛ به سوگِ حیایش بازگشته است.
Elle disposa les fleurs au chevet, fit arrêter le balancier de l'horloge, voiler les glaces et les miroirs, fermer les fenêtres et cacher les portraits. — گلها را کنارِ بستر چید، آونگِ ساعت را از کار انداخت، آینهها و شیشهها را پوشاند، پنجرهها را بست و تصویرها را پنهان کرد.