fusil

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fy.zi\/

اسم

  1. چخماق‌زن؛ تکه‌فولادِ کوچکی که با آن بر سنگِ چخماق می‌زدند تا جرقه و آتش بگیرند.
  2. قطعه فولادی که بر چاشنی بعضی اسلحه‌ها قرار داشت.
  3. سلاح گرم دستی که به شانه تکیه داده می‌شود.
  4. تیرانداز ماهر.
  5. ابزار تیزکردن چاقو، میله فولادی شیاردار.
  6. (در نشان‌شناسی) نگاره‌ای که سلاحِ هم‌نام را نمایش می‌دهد.
  7. معده.

مثال‌ها