mouiller

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mu.je\/

Conjugaison du verbe mouiller

فعل

  1. خیس کردن؛ چیزی را با مایعی نمناک کردن.
  2. به سس یا غذایی که بدون آب شروع به پختن کرده مایع (آب، شیر یا آب‌گوشت) اضافه کردن.
  3. به آب انداختن، مثلاً قایق یا مین.
  4. پای کسی را به ماجرایی باز کردن؛ درگیر کردن، گاه برخلافِ میلش.
  5. در آواشناسی، نرم کردنِ همخوان؛ کامی کردن.
  6. لنگر انداختن؛ در لنگرگاه ماندن.
  7. باران آمدن.
  8. ترسیدن، زَهره‌ترک شدن.
  9. در مورد زن: مرطوب کردن فرج با ترشحات واژینال ناشی از تحریک جنسی؛ در مورد مرد: ترشح مایع منی پس از تحریک جنسی.

مثال‌ها