tremper

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\tʁɑ̃.pe\/

Conjugaison du verbe tremper

فعل

  1. خیس کردن، فرو بردن؛ چیزی را در مایعی فرو بردن (مانند نان در قهوه).
  2. خیساندن؛ با مایعی آغشتن.
  3. رقیق کردن، آب زدن؛ با آب آمیختن یا نمناک کردن.
  4. (فلزکاری) آب دادن؛ آهن گداخته را در مایع سرد فرو بردن تا سخت و کشسان شود.
  5. (مجازی) آبدیده کردن، محکم کردن.
  6. خیس خوردن؛ مدتی در آب یا مایعی دیگر ماندن.
  7. (مجازی) دست داشتن، همدست بودن؛ در کاری مشکوک دخالت داشتن.

مثال‌ها