river

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁi.ve\/

Conjugaison du verbe river

فعل

  1. قطعات چوبی یا قطعات فلزی تخت و ورق‌ها را با پرچ به هم متصل کردن.
  2. به چیزی بستن، محکم کردن.
  3. نوک میخ را از طرف دیگر سوراخ برگرداندن و صاف کردن تا اتصال محکم شود.
  4. با دقت خیره شدن، در مورد نگاه.

مثال‌ها