robe

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁɔb\/

اسم

  1. پیراهن؛ جامهٔ بلندِ یک‌تکه که تن را می‌پوشاند و از شانه آویخته است
  2. کسوتِ قضاوت و وکالت؛ حرفهٔ قاضی و وکیل
  3. اشرافیتِ کسوت؛ نجیب‌زادگانِ دیوانی و قضایی
  4. کسوتِ روحانیت؛ همیشه با ضمیرِ ملکی می‌آید
  5. رنگِ موی جانور، به‌ویژه اسب
  6. رنگِ شراب، از بنفش تا اخرایی
  7. پوستِ برخی سبزی‌ها و میوه‌ها
  8. برگِ روییِ سیگارِ برگ
  9. بدنهٔ ناقوس؛ بزرگ‌ترین بخشِ آن که لرزش را می‌رساند

مثال‌ها