tissu

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · فعل · /\ti.sy\/

اسم

  1. پارچه؛ مادهٔ ساخته از نخ‌های درهم‌بافته.
  2. (مجازی) بافت، رشتهٔ درهم؛ مجموعهٔ درهم‌تنیده (مانند مشتی دروغ).
  3. (زیست‌شناسی) بافت؛ مجموعه‌ای از یاخته‌های تمایزیافته با ساختار و کارکرد یکسان.
  4. (گیاه‌شناسی) بافت هوادار، آئرانشیم.

صفت

  1. (کهن) بافته، تنیده، درهم‌بافته.

فعل

  1. (کهن) صورت اسم مفعول مذکر مفردِ tistre (بافتن).

مثال‌ها