cri

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\kʁi\/

اسم

  1. فریاد؛ بانگِ تیز و بلندِ آدمی یا جانور
  2. فریادی که چند تن با هم سر می‌دهند و گاه به‌صورتِ مفرد می‌آید
  3. بانگِ جانوران، به‌ویژه چهارپایان و پرندگان
  4. جارِ دست‌فروشان و پیشه‌وران دوره‌گرد
  5. عبارتِ کوتاهی که با صدای بلند برای هشدار یا بیانِ هیجان گفته می‌شود؛ شعار
  6. ناله و شکوهٔ ستم‌دیدگان و اندوهگینان
  7. جار؛ اعلامِ همگانی
  8. مطالبهٔ بلند و یک‌صدا؛ نظری که آشکارا و با فشار بیان می‌شود
  9. ندای درون؛ انگیزه‌ای که آدمی را به کاری می‌خواند یا از آن باز می‌دارد
  10. (بازی رایانه‌ای) نعره‌ای که بازیکن با آن دیگران را پس می‌زند و می‌اندازد

صفت

  1. کری؛ وابسته به قومِ کری، زبان و فرهنگِ آنان

مثال‌ها