دستگاهی برای بلند کردن بارهای سنگین از زمین به ارتفاع کم، مانند جک ماشین. مدلهای آن شامل دندهای، پیچ بیانتها، پنوماتیک یا هیدرولیک است.
عرق؛ الکل قوی.
مثالها
Malheureusement, mon cric fonctionne mal et je me demande si je vais pouvoir tout seul réussir à le glisser sous l’essieu. — متأسفانه، جک من بد کار میکند و نمیدانم آیا میتوانم به تنهایی آن را زیر محور بچسبانم.
Malgré un pneu crevé en plein Mans que Salomé, très adulte sur le chapitre des coups de main à donner, m'aida à changer, tandis que Madame Mère nous accablait de conseils en regrettant le temps des bons vieux crics englués de graisse noire qui rendaient soudain plébéiennes les belles mains blanches de M. le Juge… — با وجود پنچر شدن لاستیک در وسط مانس که سالومه، بسیار بالغ در فصل کمکهای دستی، به من کمک کرد عوض کنم، در حالی که مادام مِر ما را با نصیحتهایش غرق میکرد و از دوران جکهای خوب قدیمی آغشته به گریس سیاه که ناگهان دستهای سفید زیبای قاضی را عوام میکرد افسوس میخورد…
— Quoi ? dis-je, douze francs, une bouteille de cric ? Non, mais ça va pas ? Vous voulez mettre le pauvre moniteur sur la paille, lui aggraver l'indigence ? — — چی؟ گفتم، دوازده فرانک، یک بطری کریک؟ نه، اما این درست نیست؟ میخواهید معلم بیچاره را به خاک سیاه بنشانید، فقرش را بیشتر کنید؟
C’est que, dans le ménage des Coupeau, le vitriol de l’Assommoir commençait à faire aussi son ravage. […]. Oui, Coupeau filait un mauvais coton. L’heure était passée où le cric lui donnait des couleurs. — در خانهٔ کوپوها، عرق الکلوموار هم شروع به خرابکاری کرده بود. […]. بله، کوپو حالش بد بود. زمانی که کریک به او رنگ و رو میداد گذشته بود.