cribellum
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\kʁi.be.lɔm\/
اسم
در عنکبوتها، قطعه کوچک نزدیک ریسندهها ناشی از جوش خوردن جفت اول، تولیدکننده ابریشم خاص
مثالها
Dans les deux groupes, nous voyons le cribellum et le calamistrum se perdre sporadiquement.
Mots liés
criblage
crible
cribler
cribleur
cribleur
cribleuse
criblure
cribration
cric
cric crac
cricket
cricoïde
cricoïde
cricri
crid
Crie
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی