crib
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\kʁib\/
اسم
قفس مشبک مستطیلشکل برای ذخیره و خشک کردن بلال ذرت در هوای آزاد.
سبد مشبک پر از سنگ در بستر رودخانه برای جلوگیری از فرسایش کنارهها.
Mots liés
gabion
cribellum
criblage
crible
cribler
cribleur
cribleur
cribleuse
criblure
cribration
cric
cric crac
cricket
cricoïde
cricoïde
cricri
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی