compétence

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ̃.pe.tɑ̃s\/

اسم

  1. صلاحیت قانونی؛ وظیفه محول شده به یک نهاد عمومی
  2. صلاحیت قضایی؛ حق دادگاه برای رسیدگی به پرونده
  3. شایستگی؛ مهارت فرد در یک حوزه کاری
  4. صاحب‌نظر بودن؛ توانایی قضاوت یا صحبت تخصصی درباره یک موضوع
  5. توانمندی در حل مسائل پیچیده
  6. امتیاز مهارت (در بازی‌های نقش‌آفرینی)
  7. مقاومت سنگ در برابر شکستگی

مثال‌ها